نرگس باران شیراز

به شیراز آی وفیض روح قدسی .................................. بجوی ازمردم صاحب کمالش (حافظ)

روابط عمومی ومدیریت بحران

 

روابط عمومی ومدیریت بحران

 

مقدمه :

  روابط عمومی ،نقش مهمی دربحران ها ایفامی کند ولی قبل از ارائه هرتوضیحی دراین خصوص بهتراست بدانیم بحران زمانی به وجود می آید که ما برای موضوعی که در حالت عادی به آن به صورت یک سوال نگاه می کنیم و پاسخ روشن و واضحی می دهیم، پاسخ مشخصی نداشته باشیم.

«بحران» یعنی عدم انطباق بین نیازها و منابع؛ تغییر ناگهانی، بروز حوادث غیرمنتظره و خطرناك و نداشتن اطمینان از اوضاع و بر هم خوردن تعادل.

روابط عمومی به هنگام بروز بحران درسازمان درسه مقطع زمانی(قبل،حین وبعداز بحران)ایفای نقش می کندواگر دراین راه به درستی عمل کند ،گذر از بحران به سهولت ممکن می گرددواگر ضعف وسستی پیشه نماید،عبورموفقیت آمیز از بحران بسیار دشوار خواهدشد.

 برخی از وظائف مسئول روابط عمومی دربحران ها :

۱-شایعه زدایی وبرطرف کردن ابهامات با ارائه اخبار واطلاعات شفاف

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 26 خرداد1392ساعت 7:56 بعد از ظهر  توسط مائده  | 

خداحافظی به سبک ایرانی

خداحافظی به سبک ایرانی


دیشب خیلی خسته بودم، واسه همین تصمیم گرفتم زودتر بخوابم. تازه چشمم رو هم افتاده بود که یه دفعه از خواب پریدم. از رختخواب بلند شدم و دیدم همسایه پایینی مهمون داشته و حالا هم دارند تشریف می برند. 

تو مراسم و مهمانی ها به محض اینکه اعلام رفتن کنیم، خداحافظی ها از همون کف زمین که نشستیم شروع میشه و تا چشم کار میکنه، تا جایی که همدیگه رو اندازه یه مورچه می بینیم، ادامه پیدا میکنه

خب احمد آقا ، صغرا خانم

خیلی زحمت دادیم، با اجازه تون از حضورتون مرخص میشیم.”

با گفتن یه همچین جمله ای، تراژدی سریال یانگوم وار خداحافظی شروع می شه. بیشتر از چهل بار توی خونه یارو خداحافظی می کنیم. حالا حساب کنید مثلا ۶ نفر آدم اومدن مهمونی و حالا دارن می رن بیرون. به طور مستمر و بی وقفه همه می گن

«خداحافظ» 

صاحب خونه بدبخت، پس از کلی پذیرایی و دولا و راست شدن حالا باید به اتفاق اهل و عیال بره دنبال مهمون ها، مستمراً جواب خداحافظیه اونا رو بده

خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ ، قربون شما ، خداحافظ ، خداحافظ ، ببخشید بد گذشت، خداحافظ ، خداحافظ…” 

حالا اومدن دم در

” … خب اصغر آقا ببخشید مزاحم شدیم ، تو رو خدا شما هم یه شب تشریف بیارین

خداحافظ ، خداحافظ ، چشم، حتماً مزاحم میشیم، سلام برسونین ، خداحافظ ، خداحافظ…” 

توی این دسته اگر تعداد خانم ها از دو نفر بیشتر باشه که دیگه واویلاست. تازه دم در خونه یادشون می افته دستور پختن قورمه سبزی و رنگ موها و آخرین خریدها و جدیدترین دکوراسیون رو به هم بگن و تو تمام این مدت صدای دلنشین «خداحافظ ، خداحافظ» مرتباً به گوش می رسه

حالا همه سوار ماشین شدن و سرنشینان از چهار طرف ماشین تا کمر بیرون اومدن و دارن دست تکون می دن

خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ  “ 

راننده هم برای عرض ارادت اون موقع شب ۵ تا ۶ بوق به معنی «خداحافظ» برای مستقبلین میزنه

حالا دیگه ماشین رسیده ته کوچه و این بار دیگه فریاد می زنن

خداحافـــــــــــــظ ، خداحافـــــــــــــــظ ، خداحافـــــــــــــظ…” 

آخه یکی نیست بگه مگه میخواین برین سینه کش قبرستون که دل نمی کنین از هم!؟ 

تازه فردا ساعت ۱۱ صبح یکی از خانم هایی که دیشب مهمون بوده زنگ میزنه به صغرا خانم و میگه

صغرا جون ممنون بخاطر پذیرایی دیشب؛ والله زنگ زدم بگم دیشب این بچه ها حواسم را پرت کردن یادم رفت ازت خداحافظی کنم!!!” 

اتفاقا بی شباهت نیست به تبریک عید گفتنامون ! 10 روز مونده به عید شروع کردیم به تبریک گفتن و حالا صد بار تا ماه اردیبهشت به هم تبریک میگیم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 26 فروردین1390ساعت 7:11 بعد از ظهر  توسط مائده  | 

چرا؟ تنهامتن ادبی که خیلی دوستش دارم.باهاش آرامش می گیرم.

 

                                                        چرا؟

چراهیچ اتفاقی نمی افتد؟

 

چراهمیشه فراموش می کنم یک قطره از اشکهایم رابریت نگه دارم؟

 

چراکسی شعرهای شکسته ام رااز روی پیاده رو برنمی دارد؟

 

چراهیچکس باور نمی کند خورشید،صبحگاهان دراتاق من بدنیا می آید وشامگاهان در ایوان من می میرد؟

 

تاکی گیسوان بلندت را دانه دانه شمارم وحرفهایت راواژه واژه روی پوست شیرینت بنویسم؟

 

تاکی پنجره را باز گذارم تا ابرها یکی یکی بیرون بروند؟

 

تاکـــــــــی برای دیــــــــدن تـــــوزنــــــــــده بماــــــنم؟

 

چقدر هواخوب است!چقدر لاله ها زیبا شده اند!بارانهای نقره ای بوی تورا می دهند!

 

روز به رنگ نفسهای توست وشب چون چشمهای تو سیاه است!!

 

                           لبهایت رابه سلام باز کن،مهربان!!!

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اسفند1389ساعت 9:54 قبل از ظهر  توسط مائده  | 

موقعیت جغرافیایی شهرشیراز

موقیت جغرافیایی شهر شیراز

شهر شيراز ، مركز استان فارس به طول 40 كيلومتر و عرضي متفاوت بين 15 تا 30 كيلومتر با مساحت 1268 كيلومتر مربع به شكل مستطيل در جنوب غربي ايران قرار دارد.

اطراف شيراز را رشته كوههاي نسبتاً مرتفعي به شكل حصاري استوار ، احاطه كرده اند كه از لحاظ سوق الجيشي و حفظ شهر اهميت ويژه اي دارند.

شهر شيراز مركز استان فارس مي باشد كه تقريبا از لحاظ جغرافيايي در مركز استان قرار گرفته است. مختصات جغرافيايي شيراز عبارتست از 33 درجه و دقيقه طول شرقي و 36 درجه و 29 دقيقه عرض شمالي. ارتفاع از سطح دريا بيش از 1500 متر مي باشد.

كهن ترين اثر نوشتاري كه نشان مي دهد شيراز در چه زماني بنا شده است ، مربوط به الواح گلي تخت جمشيد مي باشد كه واژه آن را «شي رازي ايش» ذكر كرده است.




همچنين شيراز در ادوار گذشته طي چندين دوره پايتخت ايران بوده است. شيراز از دوران باستان تاكنون پيوسته وارث فرهنگ و تمدن ايران و زادگاه بسياري از بزرگان دين ، دانش ، هنر ، حكمت و عرفان بوده كه در دامان خود پرورده است ؛ كه آثار جاويدان آنها ميراث علمي و ادبي ايران را زنده و جاويد نگه داشته است.

شيراز در طي چند دهه اخير توسعه و گسترش قابل توجهي يافته و به يكي از شهر هاي مهم و زيباي ايران تبديل شده است.

شیراز در ارتفاع ۱۴۸۶ متری از سطح دریا در دامنه کوههای دراک، بمو، سبز پوشان، چهل مقام و باباکوهی (از رشته‌کوه زاگرس) و در فاصله‌ ۹۱۹ کیلومتری‌ جنوب تهران واقع‌ شده‌ است. این شهر دارای آب و هوای معتدلی است. یک رود فصلی از وسط شهر عبور می‌کند که به رودخانه خشک معروف است و تنها در فصل زمستان و بهار آب دارد. این رود به دریاچه مهارلو واقع در جنوب شرقی شیراز میریزد. شیراز با مساحتی معادل ۳۴۰ کیلو متر مربع سومین شهر ایران از نظر وسعت پس از تهران و مشهد می‌باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اسفند1389ساعت 7:34 قبل از ظهر  توسط مائده  | 

شعر والیبالی

عکس

گفته بودم که عشق والیبالم.

اینم به شعر زیبای والیبالی تقدیم به تمام اعصای تیم ملی والیبال:

جزیره

من همون سالنه بودم
خاکي و صميمي و گرم

 
واسه پاسکاری تیما
قامتم یه بستر نرم

يه عزيز دردونه بودم
پیش این مدیر باشگاه

 
يه نگين سبز خالص
روی انگشتر باشگاه

تا که يک روز تو رسيدي
توي قلبم پا گذاشتي

تکنیکای والیبالو

تو وجودم جا گذاشتی

زير رگبار دریافتت
دلم انگار زيرو رو شد

 
برای پاسای خوبت

همه جونم آرزو شد


تا تو اسپک زدی انگار
نفسم بريد تو سينه

 
داور و پاسورا گفتن
حس عاشقي همينه

اومدي تو ی زمینم
بي بهونه پا گذاشتي

 
اما تا یه توپی اومد
از من و دلم گذشتی

رفتي بااسپک و پاست
سوي روشني فردا

 
منو دل اما نشستيم

چشم به راهت لب باشگاه

ديگه رو خاک وجودم نه توپی مونده نه توری
لحظه هاي بي تو بودن ميگذره با فکر دوری

 
دل تنها و غريبم داره اين گوشه ميميره
ولي حتي وقته مردن باز سراغتو می گیره

ميرسه روزي که ديگه قعر دريا ميشه خونم

اما تو درياي عشقت
باز يه گوشه اي مي مونم

 

عکس

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 بهمن1389ساعت 1:7 بعد از ظهر  توسط مائده  | 

عکس آرایش هیلاری کلینتون در مقابل عبدلله گل

 

تصاویر آرایش هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه

 آمریکا در حضور عبدالله گل رییس جمهور ترکیه در مجمع عمومی

 سازمان ملل خبر داغی شده ! اقدام عجیب هیلاری کلینتون در هنگام

 گفتگو با عبدالله گل رییس جمهور ترکیه در مجمع عمومی سازمان

 ملل مورد توجه رسانه‌های ترک قرار گرفته است. هیلاری کلینتون در

هنگام گفتگو با عبدالله گل به صورت ناگهانی کیف خود را باز کرده و با

 بیرون آوردن لوازم آرایشی و آینه در حضور عبدالله گل به تجدید

 آرایش خود می‌پردازد!؟ آخه یکی نیست بگه تو برو آرایشت رو بکن ،

تو را چه به سیاست :lol:

آرایش هیلاری کلینتون در مقابل عبدالله گل

بقیه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 بهمن1389ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط مائده  | 

استادمن

 

سلام

این عکس دکترحسین افراسیابی ، استادبنده هستند.

 

ایشون در دوترم استاد بنده بودند:  درس انسان شناسی(ترم۱) و درس ارتباطات انسانی(ترم ۲)

 

وایشون جزءاستاداییم هستندکه همیشه در ذهن من یک اسطوره هستند. وباتمام وجود بهشون ایمان دارم.

استادافراسیابی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 بهمن1389ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط مائده  | 

عدد13 واااااااای

شمابه نحسی عدد13 اعتقاد دارید؟اگردارید،چرا؟

واگرندارید هم چرا؟


حتمانظربدید...


لطفافقط با موضوع مرتبط باپست کامنت بذارید...به قول استادجباره:شادباشید

ممنون.

+ نوشته شده در  شنبه 16 بهمن1389ساعت 9:14 بعد از ظهر  توسط مائده  | 

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو......هاااااااا

چه بویی رو دوست دارید یا خوشتون میاد ازش؟


حتمانظربدید...


لطفافقط با موضوع مرتبط باپست کامنت بذارید...به قول استادجباره:شادباشید

ممنون.

+ نوشته شده در  شنبه 16 بهمن1389ساعت 9:9 بعد از ظهر  توسط مائده  | 

آرزوهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

اگه یه روزی غول جادو گیرت بیاد،چی ازش می خوای؟


نظربدید...


لطفافقط با موضوع مرتبط باپست کامنت بذارید...به قول استادجباره:شادباشید

ممنون.

+ نوشته شده در  شنبه 16 بهمن1389ساعت 9:7 بعد از ظهر  توسط مائده  | 

مطالب قدیمی‌تر